<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خرابه شام</title>
<link>http://kharabehsham69.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 23 Aug 2009 11:56:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>آخرین پست این وبلاگ!!!!!!!!!!!</title>
<link>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-136.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;۱- تبریک به همه شما بابت حلول ماه مبارک رمضان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;۲-آنقدر حرف ناگفته مانده كه نمي دانم از كجا شروع كنم و به كجا ختم كنم.گلايه از دوست كنم يا دلجويي از دشمن.مي دانم كه مي بايست مواظب گفتن ها بود و البته نگفتن ها اما اي دوست مصاديق آزارم مي دهد. پس بگذار چند خطي براي خود باشم .خرده نگير من هم آدمم. زمانه اي است كه بايد  بيشتر به عدالت فكر كنيم نه به تنبيه و توبيخ گناهكاران بلكه به علت محكوم شدن بي گناهان.&lt;BR&gt;مي داني كه در حق خود و ديگران چه ميكنيم؟ مي بيني با كرامت انسانها چه كرده ايم؟&lt;BR&gt;شنيده ايم كه شمشير عدالت تيز است اما هيچگاه سر بيگناه را نمي برد.پس اگر بريد كار عدالت نيست....مانده ام با بي عدالتي ها چه كنم.&lt;BR&gt;روزها و شبها منتظر كسي نمي مانند.فرصت ها مي سوزد و من از اين تاخير مي ترسم .&lt;BR&gt;اين روزها بيشتر از هميشه به عادتهايمان فكر مي كنم.اينكه به عيب جويي و بزرگ شمردن خطاهاي يكديگر عادت كرده ايم.انگشت اتهام به سوي يكديگر نشانه گرفته ايم غافل از آنكه انگشتمان كثيف است.&lt;BR&gt;كلماتي مانند قانون، قدرت، انتخاب ، وظيفه ، رسانه ، انضباط ، اغتشاش ، فريب ، دروغ ، تهمت و ...از ذهنم ميگذرد تا به فتنه مي رسم به ايام فتنه....آنجايي كه در فضاي غبار آلودش تشخيص درست از نادرست ممكن نيست.&lt;BR&gt;وتنها يك دعا، يك چاره!&lt;BR&gt;كه خدايا توبه اگر در اين ايام زود قضاوت كردم . اشتباهي كردم و خطايي! ظلمي كردم ناسزايي گفتم &lt;BR&gt;خدايا توبه كه اگر در برابر ظلم سكوت كردم و اگر كه چشم بستم وگذشتم...خدايا بي تفاوتي مرا ببخش.&lt;BR&gt;و اما اينجا ...&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#990000 size=3&gt;ديگر در اين خرابه نمي نويسم...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;بخاطر اعتقاداتم…بخاطر همانهايي كه دوستشان دارم...شايد مرگ يك وبلاگ مهم نباشد اما مرگ دل نوشته ها كمي مهم است!...یکبار قبلا&quot; با شوخی یکی از دوستان رفتیم .....اینبار جدی است چرا که:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در معركه عشق زجرات خبري نيست&lt;BR&gt;غير از سپر انداختن اينجا سپري نيست!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در خاتمه خطاب به تك تك دوستاني كه مرآم شان را در اين چند ماه به هيچ فروختند:&lt;BR&gt;اي دوست:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آسمان روزي بياموزد تو را &lt;BR&gt;نكته هايي را كه ما آموختيم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تشکر از دوستانی که  در اینجا به من  سر می زدند! دوستانی خوبی یافتم...بعضی هم که هنوز نمی شناسمشان....برای ارتباط بیشتر ایمیل کنید باعث خوشحالی است...&lt;BR&gt;آدرس ایمیل:ramezanifar@gmail.com&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;التماس دعا در این ماه مبارک.......&lt;FONT color=#990000&gt;&lt;STRONG&gt;خداحافظ&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 23 Aug 2009 11:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kharabehsham69&amp;postid=136</comments>
<dc:creator>kharabehsham69</dc:creator>
<guid>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-136.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سال نو مبارک</title>
<link>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-135.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;روزها نو نشده کهنه تر از دیروز است &lt;BR&gt;گر کند یوسف زهرا نظری نوروز است  &lt;BR&gt;لحظه ها درتپش تاب وتب آمدنش&lt;BR&gt;آسمان چشم به راه قدمش هر روز است&lt;BR&gt;ای خدا کاش شود سال نوام عید فرج&lt;BR&gt; که نگاهم نگران منتظر آنروز است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Apr 2009 10:16:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kharabehsham69&amp;postid=135</comments>
<dc:creator>kharabehsham69</dc:creator>
<guid>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-135.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نقطه ها</title>
<link>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-134.aspx</link>
<description>گفت ساکن فقیرترین نقطه این شهر است.....اما فقیر نبود..&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;محرم و صفر این سال هم تمام شد....&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متنی که در گذر از من تمام شد...&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;حتی  تصویری برای نمایش نیست...&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;اینجا زمستانی نیامد که تمام شود...&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;طنزی درباره ماهواره امید گفت و خندید...&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;تمام ثروتش را یک نگاه برد...یک گناه برد...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Mar 2009 13:09:22 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kharabehsham69&amp;postid=134</comments>
<dc:creator>kharabehsham69</dc:creator>
<guid>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-134.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كسي نيست؟</title>
<link>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>كسي نيست؟.....................................................................................هيچ كس؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Feb 2009 17:07:29 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kharabehsham69&amp;postid=133</comments>
<dc:creator>kharabehsham69</dc:creator>
<guid>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>با اين بي راهه ها چه كنم؟</title>
<link>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-132.aspx</link>
<description>وقتي به دلي راه نداشته باشي، هميشه نگراني...دلواپسي...پر از دلهره اي... پريشاني ...هميشه از خودت مي پرسي كه چه كنم؟چه كنم كه عشق نگاهي هم به من بندازه؟گاهي حتي به اين قانعي كه فقط و فقط در شعاع ديدش قرار بگيري!&lt;BR&gt;به هر دري مي زنيم تا توجهش رو جلب كنيم؟هر فعل خوب و بدي انجام مي دي تا كه ما رو شايد وشايد ببينه!.. مانده ام با اين دوري چه كنم؟...ميان شور و شعور...تنم به سختي سنگها خورده...تنم شكسته...اما سنگها محبت دستان تو بود! با اين سنگها چه كنم؟......دسته اي خار بر تنم كشيده اند...خارهاي يك دسته گل...گل آفريده تو بود...تنم مي سوزد اما با اين گلها چه كنم؟....&lt;BR&gt;گويا ما را به دل تو راهي نيست...با اين بي راهه ها چه كنم؟</description>
<pubDate>Tue, 03 Feb 2009 08:56:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kharabehsham69&amp;postid=132</comments>
<dc:creator>kharabehsham69</dc:creator>
<guid>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-132.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نوبت ما کی می شود آقا؟...</title>
<link>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-131.aspx</link>
<description>ديروز دوستي ديگر به كربلا رفت ...خواستم بگويم به آن خاك مقدس كه رسيد پيغامي برسان....امانشد كه بگويم....او رفت و من منتظر مسافر بعديم....&lt;BR&gt;نوبت ما کی می شود آقا؟...</description>
<pubDate>Mon, 02 Feb 2009 14:29:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kharabehsham69&amp;postid=131</comments>
<dc:creator>kharabehsham69</dc:creator>
<guid>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-131.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>‌اي پدر بگو كي سر تو را بريده ....</title>
<link>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-130.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;قرب‌ دختر به‌ بوسه‌ پدراست‌  ، جز تمنا نمي‌كنم‌ امشب‌ &lt;BR&gt;من‌ زبوني‌ نمي‌كشم‌ از چرخ‌ ، من ‌مدارا نمي‌كنم‌ امشب&lt;BR&gt;بايد امشب‌ كنار من‌ باشي ،‌ بي‌ تو «فردا» نمي‌كنم‌ امشب&lt;BR&gt;چند بوسه‌ به‌ من‌ بدهكاري ،‌ صبر از آنها نمي‌كنم‌ امشب‌ &lt;BR&gt;نوبتي‌ هم‌ بود زمان‌ من‌ است‌ ، پس‌ تماشا نمي‌كنم‌ امشب&lt;BR&gt;ناز طفل‌ مريض‌ بيشتر است‌ ، بي‌ تو «لالا» نمي‌كنم‌ امشب‌ &lt;BR&gt;خواب‌، بي‌ بوسه‌ پدر تا كي‌؟ دور از خانه‌ ، در بدر تا كي‌؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پدر رنج سفر را چه كنم؟پدر درد اين همه تحقير را چه كنم؟پدر با اين زخمها چه كنم؟پدر تا كجا پاي پياده بايد به ديدنت دلخوش بیایم؟پدر سخت است! ديگر توان دويدن ندارم!خسته بود. تنها سه سالش بود.نمي دانم تو دختر سه ساله داشته اي يا نه؟  اما من اكنون  دارم. نمي دانم مريض شده؟ دخترم همين چند روز پيش مريض بود! اما من بودم ... مادرش هم بود... خيلي هاي ديگر هم بودند... اسير هم نبوديم و نه حتي درحال جنگ!... به همه امكانات ممكن براي درمانش دسترسي داشتيم اما باز بي تابيش بي تابمان مي كرد..... و چگونه حسين(ع) بي تابي دخترش را تاب آورد،برتصميم خود ماند و از همه بوسهاي محبت آميز دخترش دل كند و رفت ... تا خدا.... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#003300&gt;///بنماسبت شهادت حضرت رقیه(س)///&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Jan 2009 09:52:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kharabehsham69&amp;postid=130</comments>
<dc:creator>kharabehsham69</dc:creator>
<guid>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-130.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وقتي به يك نگاه سوخت... </title>
<link>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-129.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;حسين به كوفه ميا اين را آسمان هم با شرمندگي شنيد. تا حال نديده بود كه سكوت كند . مي دانست كه خدا سكوت نمي كند. مي دانست امتحاني سخت در راه است. براي آدمهاي مدعي. اراده خدا بر آزمايش ايمان انسانها بود. چه سخت روزي بود براي مدعيان ايمان. براي آنهايي كه دائم ذكر مي گفتند. براي آنهايي كه با داشته هاي ناچيزشان ديگراني را به چوب تمسخر مي راندند.  كساني را مي كشتند... مي راندند. واما مسلم! اسير يك تنهايي ناتمام ! كه خيالش حتي با مرگ هم آسوده نمي شد.به هر طريق ممكن گفت نه فرياد برآورد كه اي دوست به كوفه ميا. اين را تاريخ شنيده است! تاريخ نويسي نبود!&lt;BR&gt;ذهنها نوشته اند از آن لحظه.... لحظه اي كه مسلم ديگر خود نبود. به فكر خود نبود و تمام خواستنش كه اي دوست تو ميا. به حسين مي گفت.... پيغامبري نبود حتي به اندازه يك نسيم....گاهي به آسمان... گاهي به زمين .... در لحظه اي كه نبود هيچكس حتي ديوارهاي كوفه! دخمه ها! حتي سياهي !... امان از دست اين بي پناهي ناتمام ..&lt;BR&gt;آنحا كوفه بود . حتي شبش هم مثل شبهاي شهرهاي ديگر نبود. هيچ چيزش مثل جاي ديگر نبود. تمامي اين شهر خائنند و تمامي وجودشان دروغ. حسين به كوفه ميا  اينجا كسي بيدار نيست اينان كوفيانند. بي شك مرده اند نه اي كاش مرده بودند. زندگاني مرده تر از مردگان. جنازه هايي مانده بر زمين با روانهايي پريشان در انتظار يك مرگ با شكوه! تو شهيد مي شوي تا من اكنون از پس چهارده قرن هر لحظه به تو بيانديشم كه چرا و چگونه با چه جسارت و شهامتي خود ، خانواده ات و نزديك ترين يارانت را به مشهدي كشاندي كه جرات حضور درآن  در خيالات انسان هم نمي گنجد... حسين به كوفه ميا اين را تو هم شنيدي اما تو آمدي و آمدي! و من.... و ما... اكنون به يك تصميم تو مي انديشيم . ما با ياد تو عاشق شده ايم چگونه دلبري تو دل از كوفيان نبرد. &lt;BR&gt;آن شب شبه مسلم بود وقتي كه به يك نگاه عاشق شد... وقتي به يك نگاه سوخت... &lt;BR&gt;کاش من هم بسوزم...&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Dec 2008 11:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kharabehsham69&amp;postid=129</comments>
<dc:creator>kharabehsham69</dc:creator>
<guid>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-129.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چترت آورده ای یا نه؟</title>
<link>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>تمام پائیز را چیزی ننوشتم . می گویند سکوت هم دستور زبانی دارد که اگر خوب بلد نباشی بد سخن خواهی گفت. بی ایمان سخن خواهی گفت! ننوشتم تا به این قصه رسیدم که در سطر بعد برایتان روایت می کنم.&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعني ايمان!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز سومین روز از زمستان است و هوا هم سرد. خدا را شکر که باران هم می بارد. قرار نیست برای باران دعا کنیم . من اتفاقی چترم را نیاورده ام !!! &lt;STRONG&gt;تو آورده ای؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Dec 2008 15:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kharabehsham69&amp;postid=128</comments>
<dc:creator>kharabehsham69</dc:creator>
<guid>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>لازمه با چند نفری تماس بگیرم</title>
<link>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-127.aspx</link>
<description>ساعت هشت و پنج دقیقه صبحه &lt;BR&gt;روزم رو با این حدیث شروع می کنم:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; color=#006633 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِي خُطْبَةٍ أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ خَلَائِقِ الدُّنْيَا وَ الاْخِرَةِالْعَفـْوُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ وَ تَصِلَ مَنْ قَطَعَكَ وَ الْإِحْسَانُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ وَ إِعْطَاءُ مَنْ حَرَمَك&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;  &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;پيامبر (ص) فرمود آيا به شما خبر بدهم كه بهترين خلق در دنيا و آخرت چه كسى است :&lt;/STRONG&gt; عفو و گذشت از كسى كه به شما ستم روا داشته است وصله رحم كنى ازكسى كه از شما بريده است و احسان و نيكى كنى به آن كس كه به شما بدى كرده است و عطاء بخشش كنى به كسى كه شما را محروم ساخته است .  &lt;BR&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;لازمه با چند نفری تماس بگیرم و ....&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Sep 2008 04:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=kharabehsham69&amp;postid=127</comments>
<dc:creator>kharabehsham69</dc:creator>
<guid>http://kharabehsham69.blogfa.com/post-127.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
